محمد يار بن عرب قطغان
137
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
خراسان « 1 » تاخت و اكابر و اعيان و كلانتران هرات از اين حادثه وقوف يافته ، دروازهها و برج و باره مضبوط ساختند و خاطر بر مدافعت و ممانعت قرار داده ، علم محاربت و مقابلت برافراختند . و ابو القاسم در باغ سرافراز كه از آنجا تا شهر نيم فرسخ [ است ] نزول كرده ، جمعى كثير از مردم بلوكات را با خود متفق گردانيد . و خواجه شهاب الدين غورى كه در زمان محمد تيمور خان تحقيق اموال و جهات فرقهء مذهب اماميه مستند به او ( 80 ب ) بود از شهر بر آمده ، به وى ملحق گرديد . و امير نظام الدين عبد القادر جانب اهل اسلام گرفته ، جمعى كثير از مسلمانان را مجتمع ساخت و چندان هوادارى « 2 » اهل اسلام درانداخت ، لاجرم فتورى تمام به احوال هرويان راه يافته اكثر دست از محافظت برج و باره باز داشتند . و ابو القاسم چند دفعه از جانب دروازهء خوش « 3 » جنگ پيش آورده ، نزديك به كنار خندق رسيده ، فوجى از پيادگان او به قدم جرأت از خندق گذشتند و دروازه را آتش زدند . فأمّا به واسطهء اشتعال بر آن شهر در نتوانستن آمد . 205 و صباح روز ديگر ، امير عبد القادر از دروازهء فيروزآباد برآمده ، با ابو القاسم پيوست و بر اين قياس تا قرب بيست روز از طرفين آتش قتال اشتعال يافت . در اين اثنا خبر قرب وصول امراى منقلاى شاهى متواتر گشته ، ميان پيرى سلطان كه حاكم ولايت فوشنج بود و ابو القاسم در باغ سرافراز جنگ عظيم روى داد و از مردم شهر خواجه عطاء الله و خواجه [ كمال الدين ] محمدى و ميرزا قاسم و ملامير سمرقندى با جمع كثير از پس پشت ابو القاسم به باغ سرافراز درآمده ، دست به تيغ و تير برده ، غايت « 4 » جلادت به تقديم رسانيدند . بنابرآن ابو القاسم و اتباع او روى به هزيمت نهاده ، عنان يكران « 5 » به صوب غرجستان منعطف گردانيد . و امير عبد القادر به طرف آرب رفته ، شهاب الدين غورى و قاسم كرخى در آن معركه به قتل رسيده ، شربت شهادت چشيدند . و چون ابو القاسم در حدود غرجستان به احشام قبچاق پيوست و به اتفاق آن جماعت لنكر مقدسهء غياثيّه را تاخت كرده ، هم در آن حدود مىبود تا وقتى كه امير اردوشاه خروج كرده ، تيغ خونريز را بيالود . 206
--> ( 1 ) . « س » ، « ت » : « خراسان » ندارد ، از حبيب السير ، ج 4 ، ص 537 افزوده شد . ( 2 ) . س : « گرفته ، جمعى كثير . . . چندان هوادارى » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 3 ) . س : خويش ( 4 ) . س : رعايت . ( 5 ) . س : بىكران .